یادداشت/ مصطفی پورکیانی

"ایوانف" خسته، ایرانشهر را افسرده کرد

کدخبر: 2052679

زمان طولانی نمایش، انرژی پایین کار و کنش واکنش های سرد بازیگران، رمقی حتی برای تشویق تماشاگران در انتهای کار باقی نگذاشت تا ایرانشهر شبی سرد را در تابستانی داغ تجربه کند

گروه فرهنگی « نسیم آنلاین »، مصطفی پورکیانی- نمایش " ایوانف آنتوان چخوف" به کارگردانی کوهستانی در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت ولی زمان طولانی نمایش، انرژی پایین کار و کنش واکنش های سرد بازیگران، رمقی حتی برای تشویق تماشاگران در انتهای کار باقی نگذاشت تا ایرانشهر شب های سرد را در تابستانی داغ تجربه کند.

نمایش " ایوانف آنتون چخوف" به کارگردانی امیر رضا کوهستانی به تازگی در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته است. البته این نمایش پنج سال پیش در همین ایرانشهر به روی صحنه رفته بود و این روزها دوباره رنگ اجرا به خود گرفته است.

کوهستانی می توان گفت نمایشنامه چخوف را دوباره به نگارش درآورده و ادبیاتی کاملا امروزی را به نوشته چخوف تزریق کرده و آنرا به نوعی ایرانیزه کرده؛ از روابط و سبک زندگی کارکترهای نمایشنامه و نوع پوشش آنها گرفته تا به سیخ کشیدن کباب وسط کار همه از ایرانی بودن فضای کار خبر می دهند و فقط اسامی شخصیت ها روسی باقی مانده و شاید به خاطر تشخیص شخصیت های نمایش از یکدیگر باشد.

شخصیت های نمایش ایوانف به دلیل بیماری جسمی، مشکلات روانی و یا گرفتاری های روزمره، همه افسرده حال به نظر می رسند و شاید گردآوری چنین کارکترهایی کنار هم نشانگر آن باشد که نتیجه ابتذال چنین زندگی هایی درنهایت افسرده حالی است و نکته قابل توجه در این نمایش این است که همه به نوعی تلاش می کنند اشتباهات خود را تصحیح کنند و درصدد مشروعیت بخشیدن به آن چیزی هستند که خطا و خطاکاری پنداشته می شود.

ایوانف مردی است ذاتا خوش قلب و روراست با دیگران ولی به دلیل مشکلات شدید مالی و ناملایمات زندگی روزمره و بیماری ناعلاج همسرش، دچار افسردگی و انزوا از خانواده قرار گرفته و دوستان و اطرافیان او با قضاوت های گاه و بیگاه خود، به انزوا و تنهایی او بیشتر کمک کرده اند. لیبیدف، بورکین، دکتر، مارتا و بقیه دوستان ایوانف همه سعی در پیشبرد منافع شخصی خود هستند و اگر در این اوضاع کمکی به ایوانف هم می کنند به نوعی سرپوش گذاشتن بر خطاهایی است که در زندگی روزمره دچار آن شده اند و آرامشی بر وجدان به خواب رفته خود.

حسن معجونی بازیگر نقش ایوانف قبلا درباره اجرای این نقش گفته بود: " من در وهله اول می خواهم به زیبایی شناسی کوهستانی که در این کار وجود دارد، اشاره کنم. هر کسی که در تئاتر کار می کند باید به دو سوال پاسخ دهد. اول اینکه نسبت من با تئاتر چیست؟ دوم اینکه آن چیزی که به عنوان قرارداد صحنه ای مطرح می شود، به چه معنا است؟ قراردادهای صحنه ای در نمایش های امروزی به کنار گذاشته می شوند و تبدیل به یک فضای کاملا خلوت می شوند که دارای نوعی تکنیک تکرار هستند. آنقدر این تکرار اتفاق می افتد که ریتم کنش های شخصیت ها تبدیل به یک اتفاق کاملا زنده می شود. یعنی ریتم زندگی واقعی به آرامی وارد اجرا می شود. به نظر من پیدا کردن نبض زندگی، کاری است که کوهستانی در این نمایش آن را درک کرده است." و همین ریتم کند کنش ها و واکنش های بازیگران در این کار که به گفته معجونی به واقعی شدن نمایش کمک کرده، خود باعث افزایش زمان نمایش به بیش از دو ساعت و در مقطعی از آن دیگر می شد به وضوح خستگی و خواب آلودگی تماشاگران را شاهد بود. حتی آنتراک ده دقیقه ای که توسط عوامل برگزاری نمایش در وسط اجرا لحاظ شد نیز، انرژی از دست رفته نمایش را در ادامه به کار باز نگرداند و در نیمه دوم کار تماشاگران هر لحظه منتظر ÷ایان کار بودند و بعد از اجرا نیز حال تشویق کردن گروه را نیز به نوعی از سر احترام و اجبار انجام دادند.

امیررضا کوهستانی، کارگردان این نمایش درباره طولانی شدن کار و احتمال خسته شدن مخاطب گفته بود: "همیشه در ارتباط با مخاطب این دغدغه را داشتم که برای برقراری این ارتباط، حتما باید خودم نمایشنامه را بنویسم. هیچ وقت به این فکر نمی کردم که چگونه می شود از یک اثر خارجی اقتباسی انجام داد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. تا اینکه در یک بازه زمانی فرصتی پیش آمد و چند نمایش کلاسیک را که در آلمان به اجرا در آمده بودند، دیدم. از جمله "ایوانف". آنجا این ایده به ذهنم رسید که آیا می شود یک نمایشنامه را با جزئیات داستانی خودش اجرا کرد و درحالی که برای مخاطب معاصر جلوه کند. من در نمایشنامه نویسی عادت دارم برای خودم موانعی ایجاد کنم. در زمان نوشتن "ایوانف" یکی از موانع این بود که برای خودم شرط گذاشتم که حتما هر چهار پرده "ایوانف" را اجرا کنم. یعنی شرط کردم که نمایش ایوانف کمتر از دو ساعت نباشد. در واقع خیلی علاقه داشتم در این کار قواعد کلاسیک را به اجرا در آورم. نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که سعی کردم در این نمایش به جای اینکه دغدغه های شخصیت ها را در قالب دیالوگ و مونولوگ مطرح کنم، آنها را به صورت کنش هایی که از سوی شخصیت ها رخ می دهند با مخاطب در میان بگذارم. به نظرم همین تصمیم و رویکرد باعث می شود مخاطب در هر لحظه امکان مشاهده و لمس تجربیات جدید را پیدا کند و از دیدن نمایش خسته نشود. " شاید همین اصرار کوهستانی به اجرای چهار پرده نمایش و انرژی پایین کار توان و حوصله ای برای تماشاگر تا انتها باقی نگذاشته بود. حتی دیالوگ ها و شخصیت طنازانه دایی نیز نتوانسته بود انرژی کم نمایش را به گروه برگرداند.

محمد حسن معجونی، سعید چنگیزیان، مهین صدری، وحید آقاپور، محمدرضا نجفی، فریبا کامران، علی باقری، فاطمه فخرایی، رضا بهبودی و نگار جواهریان، امیر رضا کوهستانی را در این نمایش به عنوان بازیگر یاری می کنند و این نمایش تا نیمه شهریورماه میهمان تماشاخانه ایرانشهر خواهد بود.

ارسال نظر: